رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست لشکرِ غمزه‌ی تو بیرون تاخت… — هـ — TG.ME

رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست لشکرِ غمزه‌ی تو بیرون تاخت صف عقلم، به یک نظر بشکست بر در دل رسید، حلقه بزد پاسبان خفته دید؛ در بشکست من خود از غم شکسته‌دل بودم؛ عشقت آمد؛ تمام‌تر بشکست نیش مژگان چنان زدی بر دل که سر نیش در جگر بشکست نرسد نامه‌های من به تو، زآنْک پر مرغانِ نامه‌بر بشکست قصّه‌‌ها می‌نوشت خاقانی؛ قلم اینجا رسید؛ سر بشکست   خاقانی.

August 9, 2026 866 22