دو پژوهش جدید، تصویر دقیقتری از یکی از اسرارآمیزترین خویشاوندان منقرضشده انسان ارائه میکنند. پژوهشگران با بررسی دو استخوان پای کشفشده از بستر تنگه پنگهو در نزدیکی تایوان، شواهدی به دست آوردهاند که نشان میدهد دنیسووانها هم جثهای بزرگ و قدبلند داشتهاند و هم رژیم غذایی آنها بهشدت متکی بر گوشت بوده است.
دنیسووانها حدود دو دهه پیش، پس از شناسایی DNA در استخوان انگشت کوچک یک انسان باستانی در غار دنیسووا در سیبری، بهعنوان یک گروه انسانی متمایز شناخته شدند. از آن زمان، یافتههای فسیلی مستقیم از آنها بسیار محدود بوده و بیشتر به یک فک، چند دندان و قطعاتی از استخوان محدود میشد. همین کمبود فسیل باعث شده بود شناخت ما از شکل و اندازه بدن آنها بسیار ناقص باشد.
اکنون دو استخوان پا، شامل یک استخوان ران و بخشی از استخوان درشتنی، اطلاعات تازهای فراهم کردهاند. پژوهشگران با بررسی پروتئینهای باستانی موجود در این استخوانها، الگوی پروتئینی آنها را با بقایای دنیسووانی شناختهشده، از جمله فک پنگهو و استخوان انگشت غار دنیسووا، تطبیق دادند. نتایج نشان میدهد این دو استخوان متعلق به دو فرد دنیسووان بودهاند.
طول استخوانها نشان میدهد ارتفاع بدن این دو فرد احتمالاً حدود ۱۸۰ و ۱۹۰ سانتیمتر بوده است؛ قدی قابل توجه در مقایسه با بیشتر انسانهای همدوره.
برای مقایسه، میانگین قد مردان نئاندرتال حدود ۱۶۸ سانتیمتر و میانگین قد مردان انسان خردمند حدود ۱۷۵ سانتیمتر برآورد شده است. بنابراین دنیسووانها احتمالاً از بسیاری از همعصران خود بلندقدتر بودهاند، هرچند شواهدی از غولآسا بودن آنها وجود ندارد.
یافتههای مربوط به رژیم غذایی نیز جالب است. بررسی نسبت ایزوتوپهای نیتروژن در یکی از استخوانها نشان میدهد این فرد در سطح بالایی از زنجیره غذایی قرار داشته و رژیمی عمدتاً گوشتی داشته است؛ الگویی که شباهت زیادی به رژیم غذایی نئاندرتالهای اروپایی دارد. در عین حال، برخلاف انتظار با توجه به زندگی در منطقهای نزدیک به دریا، نشانهای از مصرف قابل توجه ماهی و دیگر غذاهای دریایی دیده نشد. ایزوتوپهای نیتروژن بیشتر با مصرف جانوران خشکیزی گیاهخوار سازگار بودند.
البته از آنجا که اطلاعات رژیم غذایی تنها از یک فرد به دست آمده، نمیتوان آن را به تمام جمعیت دنیسووان تعمیم داد. با این حال، این یافته میتواند نشان دهد که دنیسووانهای جنوبشرقی آسیا نسبت به انسانهای مدرن که بعدها وارد این منطقه شدند، دامنه غذایی محدودتری داشتهاند.
یکی دیگر از یافتههای مهم، سن استخوانها است. برآوردی که در سال ۲۰۲۳ بر اساس ایزوتوپهای اورانیوم انجام شده بود، سن آنها را حدود ۱۶۰ هزار سال تخمین میزد. اما تاریخگذاری رادیوکربن جدید، سن آنها را حدود ۴۵ هزار سال نشان میدهد. اگر این تاریخگذاری درست باشد، این استخوانها از جوانترین بقایای دنیسووانیِ دارای تاریخگذاری نسبتاً دقیق محسوب میشوند.
این تاریخ اهمیت ویژهای دارد، زیرا حدود ۴۵ هزار سال پیش، انسانهای مدرن در حال گسترش سریع در آسیا بودند؛ بنابراین دنیسووانهای این منطقه احتمالا در دورهای زندگی میکردند که تماس میان آنها و انسان خردمند امکانپذیر بوده است. شواهد ژنتیکی نیز نشان میدهد که انسانهای مدرن در گذشته با دنیسووانها آمیزش داشتهاند و بخشی از DNA دنیسووانی هنوز در ژنوم برخی جمعیتهای امروزی وجود دارد.
با این حال، یک محدودیت مهم باقی میماند؛ اینکه استخوانهای پنگهو از رسوبات طبیعی و دستنخورده یک محوطه باستانشناختی به دست نیامدهاند، بلکه همراه با حجم زیادی از استخوانهای جانوری توسط یک کشتی ترال صنعتی از کف دریا لایروبی شدهاند. بنابراین ارتباط دقیق آنها با یکدیگر و تعیین موقعیت زمانی و محیطیشان دشوار است.
با وجود این محدودیت، یافتههای جدید یک خلأ مهم در پرونده فسیلی دنیسووانها را پر میکنند. اکنون میدانیم که این خویشاوند اسرارآمیز انسان نهتنها مغز و دندانهای بزرگی داشته، بلکه دستکم برخی از افراد آن جثهای بلند و قدرتمند نیز داشتهاند. مهمتر از همه، مجموعه بزرگ استخوانهای پنگهو ممکن است هنوز بقایای دیگری در خود داشته باشد که بتواند اطلاعات بیشتری درباره ظاهر، زندگی و سازگاریهای دنیسووانها در اختیار دانشمندان قرار دهد.
#سام




