گفت‌وشنود: post #9502 — TG.ME

زبان مشترک در جامعه‌ قطبی‌شده
چگونه علوم ارتباطات پیشنهاد می‌کند با مخالف گفتگو کنیم

یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه‌ «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) میان دو نوع گفتار تمایز گذاشت: کنش راهبردی، که هدفش متقاعد کردن یا غلبه بر طرف مقابل است و کنش ارتباطی، که هدفش رسیدن به تفاهم متقابل از طریق استدلالی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند. از نظر او، گفت‌وگویی که فقط برای بردن طراحی شده، حتی اگر ظاهر منطقی داشته باشد، در اصل نوعی اعمال قدرت پنهان است، نه ارتباط واقعی.

جاناتان هایت، روان‌شناس اجتماعی دانشگاه نیویورک، در کتاب «ذهن ناموزون» (۲۰۱۲) نظریه‌ «بنیادهای اخلاقی» را مطرح کرد: بر اساس پژوهش او، افراد با گرایش‌های سیاسی متفاوت، نه لزوما در «واقعیت‌ها»، بلکه در وزنی که به ارزش‌های بنیادین مثل مراقبت، انصاف، وفاداری یا تقدس می‌دهند، اختلاف دارند. هایت نشان داد وقتی یک استدلال بر پایه‌ ارزش‌های خود مخاطب (نه ارزش‌های گوینده) بازچینی می‌شود، احتمال شنیده‌شدن آن به‌مراتب بالاتر می‌رود، پدیده‌ای که در پژوهش‌های بعدی راب ویلر و متیو فاینبرگ در دانشگاه استنفورد (۲۰۱۵) با عنوان «بازقاب‌بندی اخلاقی» (Moral Reframing) به‌صورت تجربی آزموده شد.

دبورا تانن، زبان‌شناس دانشگاه جورج‌تاون، در «فرهنگ جدل» (۱۹۹۸) استدلال کرد رسانه‌ها و فضای عمومی اغلب گفت‌وگو را در قالب «دو طرف متخاصم» چارچوب‌بندی می‌کنند، حال آن‌که بسیاری از موضوعات پیچیده بیش از دو وجه دارند، این قالب‌بندی دوقطبی، به گفته‌ او، خودش بخشی از دلیل تشدید تخاصم در گفت‌وگوی عمومی است.

نمونه‌ای که این یافته‌ها را در عمل نشان می‌دهد، تجربه‌ مستندشده‌ دریل دیویس، موسیقی‌دان آمریکایی سیاه‌پوست است که طی چند دهه با ده‌ها عضو گروه‌های نژادپرست آمریکایی گفت‌وگوی مستقیم داشت، نه با هدف مجادله، بلکه با پرسش‌های کنجکاوانه درباره‌ چرایی باور آن‌ها. روند مستندشده نشان داد شماری از این افراد به‌مرور از آن گروه‌ها کناره گرفتند، پس از آنکه برای اولین‌بار در فضایی «بدون قضاوت فوری» شنیده شدند.

مجموع این پژوهش‌ها نشان می‌دهد آنچه گفت‌وگو را در فضای قطبی‌شده به بن‌بست می‌رساند، اغلب نه خود اختلاف عقیده، که ساختار و لحنی است که آن اختلاف در آن بیان می‌شود.

#گفتگو #ارتباطات #رواداری #جدل #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍3
August 26, 2026 1.4K 15