مرا آزردی و از دیدهام پنهان شدی رفتی
تو بر بیچارگی و گریهام خندان شدی رفتی
نگاهم در پیِ در مانده ده سال تمام، اما
جفا کردی، اسیر حرف بدخواهان شدی رفتی
شدی سنگ و به روی چشم من، چشمان خود بستی
به دین عاشقان یکباره بیایمان شدی رفتی
نشستی چون کبوتر در کنارم با تنی خونین
پر و بال شکسته خوب شد، درمان شدی رفتی
به من از عشق میگفتی ولی از یاد خود بردی
تو با بیچارگی و جهل، بیسامان شدی رفتی
کنایه، طعنه، حرف تلخ و تهمتها نصیبم شد
ز رفتار خودت شرمت شد و گریان شدی رفتی
نمیدانم چرا ترسیدی و درماندی و گفتی:
که چون اشکی و از چشمان من لغزان شدی رفتی
خودت را بر فراموشی زدی، باشد برو، بیمن
دگر اینباره با بیگانه همپیمان شدی رفتی
#ثنا_عباس_زاد
🍃💌🍃
#تعلیم_پیشرفت_است
╔••🦋✿AFG✿🦋••╗
@Dari_Poetry ◈
╚•••🦋✿❤️✿🦋•••╝
2September 3, 2026 28 1