در گذشته‌ای نه خیلی دور، عالم‌وآدم سیگار می‌کشیدند، مبله کردنِ هیچ… — دایرهِ گس — TG.ME

در گذشته‌ای نه خیلی دور، عالم‌وآدم سیگار می‌کشیدند، مبله کردنِ هیچ فضایی را اگر زیرسیگاری‌ای درش پیدا نمی‌شد تمامِ تمام نمی‌دانستند، و بیداری را با نخ از پیِ نخِ سیگار اندازه می‌کردند. دکترش پیشِ مریض سیگار می‌کشید. آشپزش توی مطبخِ رستوران سیگار می‌کشید. مادرش وقتی بچه را توی بغل تکان‌تکان می‌داد سیگار می‌کشید. مکانیکش توی گاراژی که گُله‌گله چالِ گازوئیل و بنزین بود سیگار می‌کشید. ورزشکارش لبِ خط سیگار می‌کشید. معلمش سر کلاس سیگار می‌کشید‌. مریضش توی سالن آفتاب‌درمانیِ بیمارستان سیگار می‌کشید. ما همه سیگار می‌کشیدیم، تهِ هواپیماهای مسافربری، توی بالکن تماشاخانه‌ها، بین کورس‌های شام‌های رسمی، چرخ‌خوران وسط پیست‌های هرکی‌هرکیِ رقص، توی آسانسورها بی‌اعتنا به تابلوی سیگار کشیدن در این مکان ممنوع است، توی متروی آخرِ آخرِ وقت. در اداره و لب دریا مگر سیگار از دست‌مان می‌افتاد؟ توی سالن انتظار و وسط دکان سلمانی مگر سیگار از دست‌مان می‌افتاد؟ در گالری یا استادیوم مگر سیگار از دست‌مان می‌افتاد؟ در رختخواب هم سیگار می‌کشیدیم: عدل بعد از بیدار شدن و جخ قبل از خوابیدن، پس از خفت‌وخیز و گاهی هم حتی حین خفت‌وخیز. اغلب سیگار می‌کشیدیم بی‌که آگاه باشیم داریم سیگار می‌کشیم. - لوسی سانته، «رفیق‌مان سیگار»

August 26, 2026 302 3