کلین مورتی فرد جوانیه که با سردرد نیمههای شب از خواب بیدار میشه و خودش رو با یه تفنگ و لکههای خون توی آینه میبینه با یه دفتر خاطرات که توش نوشته همهی ما میمیریم.
بعد از اینکه به خودش میاد متوجه میشه که بدن و اتاقی که توشه مال خودش نیستن و به دنیایی دیگه منتقل شده و حالا باید از اوضاعی که توشه سر در بیاره...

