چه گویم از دلِ غم پرور ما ،
از این هجر وُ فِراقِ دلبر ما ،
ز جام هجر کامم تلخِ تلخ است ،
که خاموش است چراغ و اختر ما ،
نرفت از لوح جان نامش به یک دم ،
مگر کویش رود خاکستر ما ،
بیا ساقی بیاور باده ی را ،
نظر فرما به چشمان تَرِ ما ،
گهی از جور نالم گه ز هجران ،
که غم میآید از ، بام وُ در ما ،
شنیدی شهپر پروانه سوزد ؟
چنان سوزد زِ هجران شهپر ما،
قلم از خاک پایش می سُراید ،
که باشد خاک پایش بر سرِ ما ،
سرشکم از مژه ، بیرون چو خونست ،
بجز این هم نباشد در خورِ ما ،
نه بالینی نه خوابی وُ نه یاری ،
غبارِ آستانش ، بستر ما ،
مکن تدبیر راحم بر وصالش ،
مِیِ وصلت تُهی است در بَرِ ما ،
#راحم_تبریزی
.........................................
╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳
╰𖧷──┈➤
..........................................





