و اینکه ironically enough همین که جکیل انقدر اصرار داشت به جدا کردن… — Cringe But Free💥✨ — TG.ME

و اینکه ironically enough
همین که جکیل انقدر اصرار داشت به جدا کردن نیمه های خیر و شر خودش میتونه نشون دهنده ی این باشه که شخص جکیل همیشه میدونسته که "هاید" توی وجودش هست ولی باز هم نمیتونسته باهاش کنار بیاد
ولی کنار اومدن باهاش دقیقا چیزی بوده که نیاز داشته و ناموفق بودن توی کنار اومدن با این موضوع باعث شکستش در پایان داستان شده
چون بجای اینکه تشخیص بده که افکار بدش لزوما به این معنی نیستن که خودش هم آدم بدیه با ترس بیش از حد از این افکار باعث شد که اون افکار واقعی و غیرقابل پیشگیری بشن
تو ذهنم جکیل به نوعی یه پرفکشنیسته و یه وسواس فکری شدید داره نسبت به تک بعدی دیدن انسان ها و در نتیجه خودش که برمیگرده به وسواسش در مورد بی نقص و کاملا خوب بودن خودش
شاید چونکه میترسه از وجود این احتمال که هر فرد از جمله خودش میتونه در هر لحظه یه تصمیم بد بگیره
و این ایده‌آل نیست
September 5, 2026 9