ℭ𝑟𝑒𝑝𝑢𝑠𝑐𝑢𝑙𝑒❕️باران بارید. در ومضه ای میان دو تپش همه چیز برایم از نظر افتاد. سینه ام بی آنکه به یادآورم چگونه، به سبکی پر شد. فردا و امروز و دیروز همگی در حاشیه ماندند؛ وزنی در عالم من نداشتند. تنها شمیم خاک باران خورده که در فضا محبوس شده بود و نوری که روی شیشهها شکسته…t.me/Crepusculess/2327September 8, 2026 6