آنها صعود میکنند، سپس اصلاحی بهاندازهای شدید را تجربه میکنند که به نظر میرسد روند صعودی تمام شده است، و بعد دوباره قیمتگذاری میشوند و به مسیر صعودی بازمیگردند.
در نمودار مقایسهای، سه دوره صعودی طلا از نقطه ۱۰۰ با یکدیگر مقایسه شدهاند:
ژانویه ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۹
ژانویه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۲
ژانویه ۲۰۱۸ تا امروز
اگر این سه دوره را به این شکل در کنار یکدیگر قرار دهیم، سال ۲۰۲۶ در چرخه فعلی تقریباً در همان محدودهای قرار میگیرد که سال ۱۹۷۵ در چرخه اول و سال ۲۰۰۸ در چرخه دوم قرار داشتند.
آن دورهها با وقفهها و اصلاحات بسیار شدیدی مواجه شدند؛ اما آن اصلاحات پایان روند صعودی نبودند. این اصلاح فعلی نیز تقریباً بهطور قطع پایان روند صعودی طلا نیست.
چرخه اول پس از آن اصلاح، در نهایت تا سال ۱۹۷۹ ادامه پیدا کرد.
چرخه دوم نیز پس از اصلاح سال ۲۰۰۸، دوباره احیا شد و در سال ۲۰۱۱ به سطوح بالاتری رسید.
البته این مقایسه یک نقشه برای درک روند و فرایند است، نه وعدهای مبنی بر اینکه قیمت طلا دقیقاً در همان تاریخها به همان سطوح خواهد رسید.
اما این مقایسه نشان میدهد که چرخه فعلی، پس از اصلاح شدید سال ۲۰۲۶، همچنان بیشتر شبیه یک «وقفه در میانه روند صعودی» است تا یک سقف نهایی و تکمیلشده.
چه چیزی میتواند موج صعودی بعدی را ایجاد کند؟
محرک مرحله بعدی صعود طلا دیگر صرفاً شباهت نمودارهای تاریخی نیست.بلکه مسئله مهمتر، برخورد دو نیروی عظیم برای جذب یک منبع مشترک سرمایه است:
از یک طرف، بازار با حدود ۴۰ تریلیون دلار بدهی آمریکا مواجه است؛ و از طرف دیگر، سرمایهگذاری عظیم در حوزه هوش مصنوعی به حجم بسیار زیادی از سرمایه نیاز دارد.
رقابت میان این دو برای جذب سرمایه میتواند کسری بودجه را افزایش دهد، بازدهی اوراق بلندمدت را تحت فشار قرار دهد و در نهایت خزانهداری آمریکا و فدرال رزرو را وادار کند که برای کنترل و حمایت از منحنی بازدهی وارد عمل شوند.این مداخله به معنای ایجاد نقدینگی است.و از نظر تاریخی، نقدینگی همان چیزی است که میتواند به روندهای صعودی طلا «جان دوباره» بدهد.
پول هوشمند به چه چیزی توجه میکند؟
چرا روند طلا از سال ۲۰۱۸ تاکنون همچنان بیشتر با سالهای ۱۹۷۵ و ۲۰۰۸ مطابقت دارد تا با مراحل نهایی و انفجاری سالهای ۱۹۷۸ یا ۲۰۱۱؟
چگونه رقابت سرمایهای میان سرمایهگذاری عظیم در هوش مصنوعی و انتشار اوراق خزانهداری آمریکا میتواند سرعت رشد کسری بودجه را افزایش دهد و دولت را مجبور کند در بخش بلندمدت منحنی بازدهی مداخله کند؟
و چرا افزایش تقاضای رسمی برای اوراق با سررسیدهای بلندمدت میتواند پس از یک اصلاح در میانه روند صعودی، به نفع طلا، نقره و سهام شرکتهای معدنی تمام شود، بهجای اینکه به روند صعودی فلزات پایان دهد؟
پاسخ به این پرسشها تفاوت میان یک «اصلاح ترسناک» و تغییر واقعی رژیمی را که میتواند موج صعودی بعدی را ایجاد کند، مشخص میکند.
نمودار، وقفه و اصلاح را نشان میدهد.بازار بدهی نشان میدهد که چرا این وقفه ممکن است سقف نهایی نباشد.
الگوهای تاریخی نیز همچنان پابرجا هستند.
👑#طلا
Bohm
@CommoLady | كاموليدی




