تا ۱۰۰ سال دیگه یعنی سال ۱۵۰۵، همهی ما کنار آدمایی که براشون جنگیدیم، گریه کردیم، دوستشون داشتیم، آروم گرفتیم! تا ۲۰۰ سال دیگه، نه عکسی ازمون مونده، نه صدایی، نه کسی که اسممونو بلد باشه. دویست سال بعد، تمامِ ردِ ما از روی این دنیا پاک شده! غریبهها یه روز توی اتاقایی زندگی میکنن که ما برای ساختنشون تمامِ عمرمون جنگیدیم. و صاحب چیزایی میشن که یه روز فکر میکردیم برای همیشه مال ماست. هیچکس نه بردهامونو یادش میمونه، نه باختهامونو. ما حتی، از حافظهی دنیا هم رد میشیم. زندگی رو بیش از حد جدی گرفتیم؛ اونقدری که یادمون رفت زندگی کنیم. زیادی ترسیدیم، زیادی فکر کردیم، و نصف عمرمون تو استرس چیزایی گذشت که هیچوقت اتفاق نیفتادن یا حقمون نبودن. شاید معنی زندگی تو موندگار شدن نبود؛ تو حس کردنِ کوتاهِ این عبور بود. ما اومده بودیم یه کم دوست داشته باشیم، یه کم بخندیم، یه کم زندگی کنیم، و آروم ناپدید بشیم. ترسناکه که یه روز همهچی تموم میشه؛ اما شاید همین تموم شدنِ داستانه که زندگی رو ارزشمند میکنه! شاید آزادی واقعی از همون لحظهای شروع میشه که میپذیری “هیچچی همیشگی نیست” در لحظه زندگی کنید #کپی
تا ۱۰۰ سال دیگه یعنی سال ۱۵۰۵، همهی ما کنار آدمایی که براشون… — کانال دوستان تریدر — TG.ME
May 27, 2026 575 2 3