بعضی آدما با قدرت به دنیا میان و بعضیا با زخم. من با زخمهام بزرگ شدم؛ با ترسِ لو رفتن، با جنگیدن برای جایی که انگار هیچوقت سهمم نبود. میگفتن ناتوانم؛ چون چیزی نداشتم که دنیا تحسینش کنه. من فقط معمولی بودم اما این به معنای ناتوانی نیست... سختترین قدرت، ادامه دادنه وقتی هر روز باید ثابت کنی بودنت اشتباه نیست. گاهی بین تمام این فرارها و دیوارهایی که دور قلبت میکشی، کسی پیدا میشه که نه نجاتت میده و نه تغییرت میده فقط نگاهت میکنه انگار برای اولین بار ناتوان بودن هم میتونه شکل دیگهای از قدرت باشه. انگار برای اولین بار، یک برگزیده یک ناتوان رو لایق دیده شدن میدونه. اونم کی؟ قدرتمند ترین برگزیدهی ایلیا، مجری قانون، قاتل ناتوان ها، قاتل امثال من... اما من حس میکنم زندم منی که تمام زندگیم تپش های تند قلبم بخاطر فرار بوده، اینبار برای موندن کنار کسی بی قرارم، هیجان زده تر از وقتی که روی پشت بام های ایلیا میدویدم اینبار امن ترین جا برام تو قلعهی داغونی که برای دیگران یک خرابه اما برای من خونه بود نیست، اینبار من فقط دنبال آغوش کای میگردم، و ازش میخوام که منو "مال خودش" صدا بزنه #به_جای_او -Powerless
بعضی آدما با قدرت به دنیا میان و بعضیا با زخم. من با زخمهام بزرگ… — CROWNIX — TG.ME
July 7, 2026 731 21