همه فکر میکردن من برای اینجا ساخته نشدم. دختری با استخوانهای شکننده و دستهایی که بیشتر برای ورق زدن کتابها تربیت شده بودن تا گرفتنِ لبهٔ مرگ. شاید راست میگفتن. اما هیچکس نگفت آدما میتونن خودشونو دوباره بسازن. هر روز که از خواب بیدار میشم، میدونم ممکنه این آخرین روزم باشه. هر پله، هر پرواز، هر نگاه اشتباه؛ اینجا مرگ نزدیکتر از نفس بعدی وایساده. و میون تمام این ترسها، بدترین بخش، اژدهایان نیستن. بدترین بخش، اینه که قلبم کسی رو انتخاب کرده که باید از اون فاصله بگیرم.. کسی که باید کابوسم میشد نه دلیل بال بال زدن پروانههای تو دلم. ولی شاید شجاعت همین باشه؛ این که با وجود ترس، با وجود درد، باز هم انتخاب کنی بمونی و به خودت و انتخابهات ایمان داشته باشی. #به_جای_او Fourth wing
10August 26, 2026 653 25