قفسه کتاب: post #23556 — TG.ME

ا🌿🌹🌱

گفته بودی بغض، غوغا می‌شود اما نشد
زنده‌گی یک‌‌روز زیبا می‌شود اما نشد

گفته بودی آب می‌گردد یخ سنگین یاس
قطره‌ی امید، دریا می‌شود اما نشد

بر لب دیگ سخی‌جان زیر لب یک شام‌گاه
گفته بودی “قفل” ما وا می‌شود اما نشد

گفته بودی شک نکن ! جشن شقایق، دشت دشت
با شراب و شعر، برپا می‌شود اما نشد

گفته بودی چاشت‌ها از چارسوی کوچه‌ها
عطر سنجدزار بالا می‌شود اما نشد

گفته بودی شاخه‌شاخه توت، روی بام‌ ما
از هجوم ساچ‌ها تا می‌شود اما نشد

گفته بودی تار خواهی داد باز و . . . آسمان
عاشق کاغذپران‌ها می‌شود اما نشد

گفته بودی دوست خواهد شد کبوتر با غروب
عشق، مضمون تماشا می‌شود اما نشد

گفته بودم تار ما جر گشته، بین گریه‌ات
گفته بودی ری نزن !
وا می‌شود . . .
اما نشد


#وهاب_مجیر

@Bookscase📚📚
🍃🍂🌸🍃🍂
June 24, 2026 230