قفسه کتاب: post #23549 — TG.ME

ا🌿🌹🌱

تقدیم نگاهتون مهربان☺️
من همانم که شدم ، پای دلت قـربانی
روز و شب در دلُ در یادِ من و در جانی

با سکوتم شده ام ، راویِ طنـازیِ تو !
با دو صد حیله مرا سوی خودت میرانی

من کویری که شده خشک از اقبال بدش
سینه را چشمه ی پر تاب و تب و جوشانی

مثل یک مخملِ نازی به تقاضای تنم !
مثل یک رودِ روان ، عاطفه را جریانی !

مهرت از سینه نرفته ست چنان آتشدان؛
آذری ! در وسطِ سینه ی من ،  پنهانی !

آسمان سقف من اما همه اش تاریکست
نورِ مهتاب تـویی ، در دل شب تابانی

مشتری و زُحلی ، زهره ی نورانی تو!
کهکشانی ، قمری  ، روزنه در  کیهانی

بهترین حالت ممکن تویی از ناکامی!
اشک شوقی که به مژگانِ من آویزانی

حدّ و مرزی و مرا قاعده ی دنیایی
خاورِ دوری و ،  ایرانِ من و تورانی

باغ بی بار و بهارم ، وسطِ بی برگی !
جنگل سبز شمـالی ، نفسِ گیلانی !
 
نم نمک پا به خیال و خلٱَم ، وا کـردی
من تنِ تشنه ی رودم ، تو بر آن بارانی

کاش اصلا نزند سپیده سر از خورشید
امشبی را که ،  کنارِ دلِ من مهمانی !

بود و نابودِ منی ، زمزمه ی جاویدی
اول و آخـرِ من  ، اوج من و  پایانی!

؟

@Bookscase📚📚
🍃🍂🌸🍃🍂
June 20, 2026 256