خیلی‌وقت بود انقدر احساس ناکامی و ناکافی بودن نداشتم. چشمامو می‌بندم… — موج‌های کوچک دریا — TG.ME

خیلی‌وقت بود انقدر احساس ناکامی و ناکافی بودن نداشتم.
چشمامو می‌بندم و فقط احساسش می‌کنم. می‌دونم که این حس می‌گذره؛ مثل ابر.
اما اگه نگذشت چی؟ شاید نشستم زیر سایه‌ی اون ابر و زل زدم به کفش‌هام.
کفش‌های قشنگی که برق می‌زنن و منو تا اینجا آوردن.
بعد به خودم می‌گم ممنون که راه اومدی حتی وقتی حس کردی کافی نیستی.
❤5💘3
September 6, 2026 101 1