از زخمِ خنجرِ همه ی آشنای خویش آموختم چگونه بمانم به پای خویش هر کس… — سیاه و سفید💗 — TG.ME

از زخمِ خنجرِ همه ی آشنای خویش
آموختم چگونه بمانم به پای خویش

هر کس رسید سهم خودش زخم زد به من
ماندم میانِ خاطره‌ها با خدای خویش

هر زخم، یک نشانه شد از زنده‌ بودنم
هر اشک، شد گواهِ دلِ بی‌ریای خویش

دیگر به شانه‌های کسی تکیه‌گاه نیست
وقتی که کوه گشته‌ام از شانه‌های خویش

آنان که خواستند مرا در خودم کُشند
دیدند زنده‌تر شده‌ام در عزای خویش

من از شکست، رسمِ دوباره شدن شدم
از هر غروب، منتظرِ ابتدای خویش

آن‌قدر سنگ خورد دلم در مسیر درد
تا کوه شد سکوتِ بلندِ صدای خویش

من را هزار مرتبه از خویش کنده‌اند
هر بار ریشه داد دلم در بلای خویش

بگذار هر که خواست بیفتد به جان من
من ایستاده‌ام وسطِ ماجرای خویش


عارف بسام
❤2🐳1
August 25, 2026 63 1