خب سکانس بیمارستانشون ایسویی که وقتی فهمیده فادیمه حالش خوبه اروم شده… — 𝖬𝖺𝗏𝗂 | فن‌گرلی — TG.ME

خب سکانس بیمارستانشون
ایسویی که وقتی فهمیده فادیمه حالش خوبه اروم شده و بغل ایسدیلیِ قشنگمم🤏🏻😂🥹؛
عادفادِ عزیزم و :
+ایسو...نیومد؟!
- نه...نیومد! عین خیالشم نبود!
(ایسو اومد)
وای عاشق اونجاشم که ایسو میگه “اگه بخوای میتونی بمونی” بعدش هر سه میخندن😂😭
- زنِ عزیزم!
+ شوهرِ تیغ‌ماهیم!

- اخرین بار گفته بودی اگه واقعا ازدواج کرده بودیم شوهرِ خیلی خوبی میشدم!
+ اونجوری گفتم؟! احتمالا دیوونه شده بودم!
- در اصل من دیوونه شدما...خیلی ترسیدم!
+ ترسیدی واسه اینکه بمیرم یا نمیرم؟!
- به نظر خودت؟!
+ اگه بمیرم از طلاق نجات پیدا میکنی دیگه...بَده؟!
- بَده...
(نگاهای خوشگل موشگل🤏🏻🥹😂) ،
+ تیغ‌ماهی؟!
- هوم؟!
+ تو عاشقِ‌من شدی؟!
(خنگ بازیای ایسو و ماست‌مالی)
- تو...معلومه یکم..دیوونه شدی! ببینم...شروع کردی به چرت و پرت گفتن! دکترر؟!
(اینجا خواست سرشو چک کنه و ببینه مثلا دیوونه شده یا نه ولی یادش اومد اجازه نداره به موهاش دست بزنه🥲:)
😭8
September 3, 2026 52 2