وای اونجا که اوروچ گفت اونی که بهش میخندی مامانته ها ، بعد خندیدن😂
نگاهای عادیل و فادیمه بههم خیلی ناز بودن🤏🏻
بعد که نشستن همچنان نگاهاشون بههم بود و داشتن میخندیدن :)
“عاابی” گفتن ایسورو نمیدونم کجای دلم بزارم
06:11 ایسدیل خوشگلمم💘
“میدونی دیگه...کسی که قصد جونتو کرده رو پیدا میکنم”
06:47 و “ینگه”گفتن اوروچ به فادیمه؛
- نه زنداداش خانوم...
(نگاهای خرِ فادیمه)
+ تو..به من گفتی زنداداش؟! به من؟!
- اره...چی میگفتم بهت؟! اعتراضی داری به زنداداش گفتنم؟!
+ نه...اعتراضی ندارم..یعنی چه بدونم...زنداداش هم شدم😂😭
چقدد شیرین بودن اینجا ، لازمه بگم عاشقِ رابطهی اوروچ با ایسو و فادیمه هستم😭✨!
