من نمیدانم خیالم یا غبار حیرتم
چون سراب از دور چیزی اعتبارم کردهاند
بیدل
در جوگ باسشت(yoga vasistha)، از متون فلسفی_عرفانی هند که به احتمال بسیار زیاد بیدل آن را خوانده، آمده است:
... بسبب پرتو حضرت نیر اعظم[یعنی خورشید] که بر ریگ و یا خاکی شور افتد، بیننده را از دور دریایی بنظر و در تصور میآید، و بخیال او میرسد که این آبی است موجزن؛ و این نمود را به پارسی سراب گویند؛ و این سراب در نمود آب است؛ اما در حقیقت آب نیست... پس این عالم را نیز همچو نمود سراب بیبود و وجود خیال کن. و چنانچه اصل، در نمود سراب پرتو حضرت نیر اعظم است، همچنان اصل در نمود عالم و تعینات گوناگون او، هستی حق است که آن نفسالامر و حقیقت عالم است...(ترجمهٔ نظام پانیپتی، تصحیح جلالی نائینی و ن.س. شو کلا، ص۷۷)
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
7August 25, 2026 430 5