خونه اومدنی پسر بچهای رو دیدم که شاید هفت هشت سال بیشتر نداشت. سیگاری لای انگشتای کوچیکش بود و با فندک بازی بازی می کرد تا روشنش کنه.
در عالم بچگی همیشه سختگیری ها و خط قرمز های پدر و مادرم رو کنترلگری میدیدم و بابتشون کلافه میشدم اما حالا که واقعیت جامعه رو میبینم تازه میفهمم اون نه گفتنها و محدودیتها چقدر محافظتکننده بودند.
قدر اونهایی که نگران مسیرتون هستند و چهارچوب میگذارند رو بدونید.
به خدا که رهایی بی قید آزادی نیست و فقط شانه خالی کردن از بار سنگین تربیتی هستش که باید برای ساختن آدم درست کشیده بشه.
یک روزی میرسید به جایی که آزادیتون کامل هست و امکانات در اختیارتون هست و اعتماد دنیا به شما جلب شده. اون روز وقتی به پشت سر نگاه کنید میفهمید تمام اون سختگیری ها قفس نبوده و ریشه همین تفاوت و اعتبار امروزتون هستش.
به این روزها و چهارچوبها اعتماد کنید.
تهش میارزه و قول میدم پشیمان نمیشین.
21
8
6
5
4
3
2
2
1
1August 30, 2026 225 6