مقدار رنج قدری بود که چیزی نبود برای گفتنم.
داغ که با خاک سرد نمیشد.
اما حالا آمدم بگم خوشم شد و باشه که وطن خودم ماندم، ناامیدانه و از ناچاری نرفتم. خوشم باشه که دارم این روزها رو میبینم؛ میبینیم.
خوشم باشه که قراره به دندان بگیریمش.
February 28, 2026 1.1K 8