روزی که آزادی از راه برسد لباس کوردی می‌پوشم و با نوای لری به رسم… — Bbal — TG.ME

روزی که آزادی از راه برسد لباس کوردی می‌پوشم و با نوای لری به رسم مردم سیستان، دردهایم را رقص می‌کنم و غم‌ها را بر زمین می‌کوبم.

آن روز ازدشت‌های ترکمن صحرا، شاخه گل شقایقی می‌چینم و به دست‌های تو که عطر بهارنارنج دارد هدیه می‌دهم.

آن روزکنار زاینده رود، به هم قطاب یزد تعارف می‌کنیم و به زبان آذری، پیروزی را شادباش می‌گوییم.

آن روز نی‌انبان هایمان را از هوای ناب رشت پر می‌کنیم و در کنار کارون، باهم فال حافظ می‌گیریم‌.

آن روز کنار بیستون روی قالی کرمان می‌نشینیم و با دلی خوش‌، چای لاهیجان می‌نوشیم.

در روز آزادی، دست‌های سبز خزر ، غبار از چهره‌ی تهران می‌زداید ، دماوند برای خلیج فارس ، باباطاهر می‌خواند و فردوسی حماسه‌ی تازه‌ای برای سرودن دارد.

آن روز -عشق- زبان مشترک همه‌ی ماست و غم تنها لهجه‌ای‌ست که نمی‌شناسیمش.
❤233🫡13🕊7🔥1👏1😁1😴1🆒1
August 9, 2026 8.2K 81