۴۰. تجلی آزادی و آزادگی فأخذ يدنو من حُسَيْن قليلا قليلا، فَقَالَ… — نقد جناب بندانی نیشابوری — TG.ME

۴۰. تجلی آزادی و آزادگی

فأخذ يدنو من حُسَيْن قليلا قليلا، فَقَالَ لَهُ رجل من قومه يقال له المهاجر ابن أوس: ما تريد يا بن يَزِيدَ؟ أتريد أن تحمل؟ فسكت وأخذه مثل العرواء، فقال له يا بن يَزِيدَ أتريد أن تحمل؟ فسكت وأخذه مثل العرواء، فقال له يا بن يَزِيدَ، وَاللَّهِ إن أمرك لمريب، وَاللَّهِ مَا رأيت مِنْكَ فِي موقف قط مثل شَيْء أراه الآن، ولو قيل لي: من أشجع أهل الْكُوفَة رجلا مَا عدوتك، فما هَذَا الَّذِي أَرَى مِنْكَ! قَالَ: إني وَاللَّهِ أخير نفسي بين الجنه والنار، وو الله لا أختار عَلَى الجنة شَيْئًا ولو قطعت وحرقت، ثم ضرب فرسه فلحق بحسين ع ...
📚تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۲۷

حر آهسته‌آهسته به حسین (ع) نزدیک می‌شد. یکی از خویشانش به نام مهاجر بن اوس به او گفت: ای پسر یزید می‌خواهی چه کنی؟ می‌خواهی حمله کنی؟ حرّ ساکت شد و بر تنش لرزه افتاد. مهاجر دوباره گفت: ای پسر یزید آیا می‌خواهی حمله کنی؟ حر باز هم ساکت شد و به خود لرزید. مهاجر گفت: به خدا قسم رفتارت مشکوک است! به خدا سوگند در هیچ نبردی چنین حالتی از تو ندیده‌ام و اگر از من می‌پرسیدند: شجاع‌ترین مردان کوفه کیست؛ غیر تو را نام نمی‌بردم! پس این چه حالی است که در تو می‌بینم؟ حرّ گفت: به خدا سوگند، خودم را میان بهشت و دوزخ مخیّر می‌بینم و به خدا سوگند هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نخواهم داد؛ اگر چه تکه‌تکه گردم و به آتش کشیده شوم. سپس اسبش را زد و به حسین (ع) پیوست ...

حرّ در صحنه عاشورا نماد آزادی و آزادگی است‌؛ چنان که سید الشهداء (ع) به او فرمود: «تویی آزاد آن‌چنان که مادرت تو را نامید؛ تویی آزاد در دنیا و آخرت، اگر خدا بخواهد.» (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۲۸)
در داستان حر، اراده آزاد انسان به بهترین شکل به تصویر کشیده است. حر ساعتی با خود اندیشید -از آن نوع اندیشه‌ای که برتر از هفتاد سال عبادت است- و در یک لحظه تاریخی‌ترین تصمیم را گرفت و سعادت جاودان را در آغوش کشید. افراد دیگری در همان صحنه بودند ولی تصمیم دیگری گرفتند.‌ در پست بعد یک نمونه را از نظر می‌گذرانیم.

#لسان_صدق
@Bandani1
❤2
August 9, 2026 739 1