๑ ᴹᴵᴺ 𝘼𝙂𝙐𝙎𝙏𝘿 ࿐ ˎˊ˗ ╭───────── ⁖✧˚ · . #‌Yoonmin ፧ #scenario ༉… — ᴹᴵᴺ 𝘼𝙂𝙐𝙎𝙏𝘿 ࿐ — TG.ME

✧,๑ ᴹᴵᴺ 𝘼𝙂𝙐𝙎𝙏𝘿 ࿐ ˎˊ˗
╭─────────
⁖✧˚ · . #‌Yoonmin ፧ #scenario ༉
نویسنده: DIMINI

_ باشه هیونگ صدبار گفتی.. چشممم

با یه هل کوچیک برادر بزرگترش رو از خونه بیرون کرد، در و بست و دست به جیب سمتش برادر‌زاده‌ش حرکت کرد، جیمینی که راحت روی کاناپه لم داده بود با نزدیک شدن عموش صاف نشست، یونگی جلوی پسر وایساد و دستش رو زیر‌چونه‌ش پرد و لبخند کوچیکی زد:

_ چطوری ماه‌زاد من؟

جیمین‌نگاهش رو بالا آورد و به چشم‌های عموش... یا بهتره بگم‌ معشوقه‌ش دوخت و دستش و بالا اورد، دست یونگی که زیر چونه‌ش بود و گرفت و چند‌بار تکون داد:

_ از وقتی قبولت کردم همش دنبال یه بهونه‌ای منو بکشونی خونت.. رو‌راست بگو میخوام بکنمت

یونگی‌ قهقه‌ای زد و سر جیمین و نوازش کرد:

_ یعنی نمیتونم از دوست‌ پسرم بخوام شب پیشم بمونه؟ چقد سنگدل!

جیمین به جای اینکه بلند شه و عمو‌ش رو بغل کنه، دستش و پشت رون‌هاش برد و جلو کشیدش، بی حرف دستش رو سمت کمربندش برد و بازش کرد، یونگی با تعجب پرسید:

_ چیکار میکنی ماه‌زاد؟

جیمین کلافه دکمه‌ش و باز کرد:

_ می خوام غذا بخورم..

╭────────── •
╰─➛ ˗ˏˋ @Yoonmin_fiction ׂׂׂ་༘࿐
🌚38❤‍🔥8🗿4🥰1
September 4, 2026 237 21 3