من آن درخت زمستانی بر آستان بهارانم؛ که جز به طعنه نمی‌خندد شکوفه بر… — کانون کتاب دانشگاه سمنان — TG.ME

من آن درخت زمستانی
بر آستان بهارانم؛
که جز به طعنه نمی‌خندد
شکوفه بر تن عریانم.
زنوشخند سحرگاهان،
خبر چگونه توانم داشت؟
منی که در شب بی‌پایان،
گواه گریه‌ی بارانم.
شکوه سبز بهاران را
برین کرانه نخواهم دید؛
که رنگ زرد خزان دارد
همیشه، خاطر ویرانم.
کجاست باد سحرگاهان
که در صفای پس از باران
کند به یاد تو، ای ایران!
به بوی خاک تو مهمانم. 
-نادر نادرپور

📆بیست و نهم بهمن ماه، سالگرد درگذشت نادر نادرپور.
❤‍🔥7
February 18, 2026 699 3