شوخی با زندگی🌻🌻🌻🌻: post #1451 — TG.ME

نغمه پرندگان

از آن روزهای جوانی و نوجوانی که تئاتر اجرا می‌کردیم و گاهی سرود می‌خواندیم، خیلی وقت بود که با گروه روی صحنه نرفته بودم؛ هم‌رنگ، هم‌راه، هم‌پیمان. آن‌گونه که حس کنی اگر هم‌آوای بقیه نباشی، دیگران تو را رها نمیکنند و در همان حال فکر کنی اگر تلاشت را نکنی، زحمت بقیه را هدر می‌دهی. درست در تقاطع همین دو حس عجیب، همه توانت را می‌گذاری تا بهترینِ خودت باشی.

حالا از روزی که خسته و ناامید، کلاه بر سر، «امشب در سر شوری دارم» را خواندم تا امروز که سرفراز، با موهایی که مرا به نظاره نشسته‌اند، با دلی پرامید «ای شرقی غمگین» می‌خواندم، روزهای سختی گذشت.

اما هر روزی که کنار دوستان و استاد عزیزم نشستم، دلم روشن‌تر از همیشه بود و با هر نت که آموختم و هر بار که تکرار کردم، قلبم مثل پرنده‌ای به تپش افتاد.
امروز که بالاخره دسته پرندگان ملورین، بعد از چند ماه، روی صحنه پروازشان را به آرامش رساندند و نغمه رهایی سر دادند، دلکم به خودش گفت: «دستمریزاد... نغمه‌ساز شدی.»

امشب، کنار شادیِ بعد از اجرا، شمعی روشن کردم و دل به دلش دادم تا طعم شیرین مسیری را که پیمودیم بچشم. صداهای دوستانم را گوش دادم، چهره‌ها را مرور کردم و دستان پرانرژی رهبر گروه را از نو دیدم...

و زمزمه کردم:

«تا در این نغمه‌ها شب به پایان رسد،
تا به عمری شبی جان به جانان رسد.»
T.me/azamsm
Telegram
شوخی با زندگی🌻🌻🌻🌻
شوخی با زندگی، ثبت روایت مکرر زندگیست، باوصفی یگانه چرا که هر انسانی بی آنکه بخواهد سخت یگانه است. اعظم صالحی
❤22
July 12, 2026 568 3 1