📕 خاطرات رئیس وقت دانشکده ادبیات، از ماجرای ممنوعیت تدریس و انتقال اجباری دکتر شریعتی از دانشگاه مشهد
دو کتاب خاطره از مرحوم دکتر جلال متینی (فوت: ۱۴۰۳) که رئیس دانشکده ادبیات (۱۳۴۷-۱۳۵۳) و رئیس دانشگاه مشهد (۱۳۵۴-۱۳۵۶) در سالهای پیش از انقلاب بود، ناشنیدههای زیادی را از نسبت حاکمیت سیاسی و نهادهای آموزشی در آن سالها روایت میکند:
۱. کتاب خاطرات جلال متینی: دکتر علی شریعتی در دانشگاه مشهد، که آن را در سال ۱۳۸۵ در سوئد چاپ کرد.
۲. کتاب خاطرات سالهای خدمت، که آن را در سال ۱۳۹۵ در لس آنجلس چاپ کرد.
او خاطرهاش درباره ممنوعیت تدریس و انتقال اجباری دکتر شریعتی از دانشگاه مشهد را چنین روایت میکند:
«تعطیل درس پنج تن از استادیاران» و «موافقت با تدریس چهار تن به جز دکتر شریعتی»
روزی رئیس دانشگاه به من تلفن کردند و گفتند لطفاً اسم این افراد را بنویسید: دکتر سیروس سهامی، دکتر منوچهر بیات مختاری، دکتر ذات علیان، دکتر علی شریعتی، و دکتر نیک گهر. بعد افزودند: این افراد از امروز به بعد نباید در دانشکده تدریس کنند. پرسیدم: در این مورد نامهای مرقوم خواهید داشت؟ جواب شنیدم: نه، چون به من هم تلفنی این موضوع را گفتهاند. حدس زدم از دستگاه امنیتی به طور مستقیم، یا از طریق وزارت علوم این موضوع به دانشگاه ابلاغ شده است...
گمان من این است که از نظر پیشبینی برای جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی که در تخت جمشید برگزار خواهد شد - خواستهاند این افراد در دانشکده نباشند... ادامه دادم: به هر حال اگر قرار است این کار را من انجام بدهم به دو شرط میتوانم، آن هم به طور موقت. اول آن که حقوق ایشان در پایان ماه پرداخته شود، دیگر آن که معلّمی به جای آنان به کلاس نفرستیم. آقای دکتر فریار [رئیس دانشگاه] گفتند: درباره این دو موضوع باید مذاکره کنم و نتیجه را اطلاع بدهم.
بعد از گذشت یکی دو ساعت، تلفنی به من اطلاع دادند که با این دو پیشنهاد موافقت کردهاند. همان موقع هر پنج تن را به اتاقم دعوت کردم و ماجرا را از آغاز تا پایان با آنان در میان نهادم و افزودم با در پیش بودن جشنها مصلحت است که دو سه هفتهای در دانشکده به اصطلاح «آفتابی» نشوید، چون هر مشکلی در دانشکده پیش بیاید به حساب شما خواهند گذاشت...
آگهی نوشتم که کلاسهای درس این پنج تن تا اطلاع ثانوی تشکیل نخواهد شد و در آگهی بعدی هم تاریخ تشکیل مجدد کلاسها اعلام خواهد گردید و هم ساعاتی که برای جبران کلاسهای تعطیل شده، لازم است. حضرات پذیرفتند که دو سه هفتهای به دانشکده نیایند...
چند روزی پس از مراجعت از شیراز، آقای رئیس دانشگاه تلفنی به من اطلاع دادند که چهار تن از پنج تن استادیاران مورد بحث - به جز دکتر شریعتی - به کار خود ادامه بدهند. باز هر پنج تن را به دفتر کارم دعوت کردم و موضوع را به اطلاعشان رسانیدم. آگهی برای درس آن چهار تن نوشته شد و کلاسهایشان به راه افتاد. ولی کلاسهای دکتر شریعتی همچنان تعطیل ماند.
من مطلب را دنبال میکردم، ولی جوابی نمیرسید. سرانجام روزی آقای دکتر فریار تلفنی به من گفتند از دانشگاه نامهای به دانشکده میفرستم تا با مأموریت دکتر شریعتی برای خدمت در دفتر دانشگاه مشهد در وزارت علوم، موافقت کنید.
عرض کردم: جناب عالی مقررات را بهتر از من میدانید. عضو هیأت علمی نمیتواند فقط به کار اداری بپردازد، چنان که خود بنده نیز مثل دیگر استادان تمام وقت هفتگی هشت ساعت درس میدهم و کار اداری دانشکده را هم به عهده دارم. خواهش کردم نامهای مرقوم نفرمایید، چون خلاف ادب اداری است که جواب بنویسم بر طبق آییننامه استخدامی اعضای هیأت علمی دانشگاه با این پیشنهاد موافقت نمیشود. متقابلاً پیشنهاد کردم اگر قرار است آقای دکتر شریعتی به هر دلیلی در مشهد نباشد، به «حضرات» پیشنهاد بفرمایید یکی از دانشگاهها یا مدارس عالی تهران یا شهرستانها برای او تقاضای مأموریت برای تدریس بکند، چه آیین نامه با این کار موافق است و بنده نیز میتوانم پس از جلب نظر موافق گروه آموزشی تاریخ، موافقت دانشکده را خدمتتان بنویسم...
از این پس، درباره دکتر شریعتی هرگز نامهای از دانشگاه به دانشکده نرسید. دکتر شریعتی هم سر کار خود در دانشکده حاضر نشد. ظاهراً دانشگاه ناچار شده بود با مأموریت دکتر شریعتی در وزارت علوم و آموزش عالی موافقت کند، بیآن که بر طبق مقررات، موافقت گروه آموزشی تاریخ و دانشکده را جلب کرده باشد.
معلوم شد کار مربوط به وزارت علوم و آموزش عالی هم نیست، چه به جز سازمان امنیت، دستگاه دیگری نمیتوانست به چنین اقدامی دست بزند. وزارت علوم در این گونه موارد فقط نقش واسطه را به عهده داشت...
(دکتر جلال متینی، خاطرات سالهای خدمت، صص ۱۶۴-۱۶۵)
@AzadName
4
3August 23, 2026 1.3K 1 19