نیروی دریایی سپاه با به دام انداختن یک زیرسطحی هوشمند، خودکار و بدونسرنشین آمریکایی در ورودی تنگۀ هرمز، فرصتی برای دستیابی به اطلاعات و فناوریهای بهکاررفته در این سامانه فراهم کرده است؛ دستاوردی که اهمیت آن میتواند فراتر از یک غنیمت نظامی باشد.
یک زیرسطحی بدونسرنشین پیشرفته را میتوان از منظر فناوری در چند بخش اصلی بررسی کرد؛ نخست، مجموعه حسگرها و سامانههای پایش و شناسایی که وظیفه جمعآوری اطلاعات از محیط اطراف و شناسایی اهداف و موانع را برعهده دارند.
بخش مهم دیگر، سامانههای تصویربرداری و دوربینها است که امکان ثبت تصاویر و دادههای محیطی و انتقال آنها به مرکز کنترل و فرماندهی را فراهم میکنند. این تجهیزات در کنار سایر حسگرها میتوانند تصویر دقیقتری از محیط عملیاتی در اختیار سامانه قرار دهند.
در بخش سوم نیز سامانههای هدایت، ناوبری، کنترل و ارتباطات قرار دارند؛ مجموعهای که به شناور اجازه میدهد بدون حضور سرنشین در محیط زیر آب حرکت کند، مسیر خود را تعیین کرده و مأموریت تعریفشده را اجرا کند.
بررسی این بخشها، از حسگرها و تجهیزات تصویربرداری گرفته تا سامانههای هدایت، ناوبری و ارتباطی، میتواند شناخت متخصصان ایرانی از فناوریهای زیرسطحی را افزایش دهد و مسیر توسعه نمونههای بومی را کوتاهتر کند.
به این ترتیب، این شکار زیرسطحی میتواند به یک «کلاس درس مهندسی» تبدیل شود؛ جایی که هر حسگر، هر خط ارتباطی و هر جزئیات فنی، سرنخی برای شناخت فناوریهای پیشرفته و طراحی نسل تازهای از سامانههای بومی باشد.