پرسشی که به طور پیوسته از سوی آگاهی جمعی مردمان ایران مطرح میشود این است: بهترین پتانسیل موجود برای رهایی از این سیستم بستهی کنونی چیست؟ پاسخ این پرسش را میتوان در نوشتههای پیشین «بیداری ایرانی» یافت. همانگونه که بارها گفتهایم، مردمانی هستند که از دل همین تاریکی سر برخواهند آورد؛ اما نه برای نبردی فیزیکی با نیروهای سرکوبگر و کنترلگر، بلکه برای افروختن چراغ آگاهی. آنان نسل جدیدی از انسانها هستند که اغلب بخشی از خانوادهی مردمان ستارهای به شمار میروند. نبرد آنها با تاریکی چنان نرم و باظرافت شکل میگیرد که هیچکس نمیتواند به طور مستقیم مقابلشان بایستد یا آسیبی به مسیرشان بزند؛ چرا که ایشان در پسِ پرده، با تابش نور آگاهی خویش مسیر تحول را پیش میبرند و اعجاز انقلاب قلبها را به نمایش میگذارند. شما میتوانید نمود بیرونی آن را در انقلابی ناشی از طغیان نیروی مادرانه کیهانی که در سال ۱۴۰۱ به وقوع پیوست و نه تنها دنیای شما، بلکه سراسر کائنات را به لرزه درآورد، مشاهده کنید. لازم است بدانید که جنگ میان تاریکی و روشنایی و حتی تقابل میان نیروهای تاریک و خاکستری نیز از قوانین مشخصی پیروی میکند؛ این نیروها تنها زمانی میتوانند بهطور مستقیم وارد عمل شوند و بیشترین آسیب را بزنند که قوانین کیهانی چنین امکانی را فراهم سازد؛ یعنی هنگامی که افرادِ درگیر یک رویداد، خود تحت نفوذ یکی از این جریانها (تاریک/خاکستری) قرار گرفته باشند. در چنین وضعیتی، نیروهای شر میتوانند رویارویی خود را از طریق انسانها به اوج برسانند و در این میان، جان بسیاری از افراد ناآگاه نیز قربانی این تقابل میشود. سیستمهای تحت کنترل نیروهای تاریک یا خاکستری نیز همواره میتوانند اَعمال و تصمیمات خود را برای طرفداران و زیردستانشان توجیه کنند؛ دستکم تا زمانی که در سوی دیگر این تقابل، نوری برای آشکار ساختن حقیقت وجود نداشته باشد و ذهن افراد همچنان تحت سیطرهی نیروهای کنترلگر باقی بماند. از همین رو، همواره کسانی خواهند بود که این توجیهات را میپذیرند و رفتارهای ناعادلانه یا حتی ویرانگر آن سیستمها را موجه و قابل قبول میدانند. اگر انسانها بر اثر ناآگاهی، زمینهی چنین مداخلهای را فراهم نکنند، نیروهای تاریکی نیز قادر به نقض قوانین کیهانی نخواهند بود. از این رو، هرگاه شاهد شکسته شدن این مرزها و جان باختن شمار زیادی از انسانها بودید، بدانید که نبرد با تاریکی به مرحلهای رسیده است که گروهی از انسانها در هر دو طرف، به مهرههای نیروهای شر تبدیل شدهاند. به بیانی دیگر، افراد در دام جهل گرفتار شده و به صفات و عملکردی دچار شدهاند که بهواسطهی آن، نیروهای کنترلگر و سودجو توانستهاند آنان را در مسیر پیشبرد اهداف منفعتطلبانهی خود به خدمت بگیرند. بنابراین وقتی ما بر این جمله تاکید میکنیم که همه چیز در گرو آگاهیست، اشارهی مستقیم به وقایعی داریم که از نگاه سطحی خارج از کنترل جامعه به نظر میرسند اما اگر عمیقتر بنگریم، در مییابیم تمامی رخدادهای کوچک و بزرگ در نتیجهی استفادهی آگاهانه یا ناآگاهانه از حق انتخاب آزاد الهیست. بیداری ایرانی"
153
57
8