قسمت پایانیِ بخش دومِ تحولات ایران" آنچه امروز در دنیای پیرامون خود مشاهده میکنید، از نگاه باطنی ریشه در الگوهایی با قدمت بسیار دارد. همانطور که در روایات و افسانههای کهن آمده، "سلیمان (سفیر خدایان کنترلکنندهی آنوناکی بر روی زمین)" از طریق درگاههای انرژی کیهانی که از دیرباز بهعنوان مراکز متصلکنندهی زمین و آسمان شناخته میشدند و در واقع چاکراهای اصلی زمین هستند که انرژی خورشید را به هستهی سیاره هدایت میکنند، معابد و زندانهایی انرژیکی در نقاط مختلف خاورمیانه ایجاد کرد تا برخی موجودات خداگونهی اهریمنی را محدود سازد. ازازیل، یکی دیگر از خدایان کنترلکنندهی آنوناکی که فرمانروای دنیاهای زیرزمینی (بعد یکم/دوم) و موجودات زیرستارهایست که اغلب با صورت گاو نمایش داده میشود، در گذشتههای بسیار دور (حدود ۱۲ هزار سال پیش و پس از سیل عظیم/ طوفان نوح و وقوع عصر یخبندان) با سوءاستفاده از نحوهی عملکرد کریستالهای باستانیِ آتلانتیس که در اثر شیفت شدید قطبین زمین در اعماق اقیانوسها مدفون شده بودند، دروازههای غیرمتعارف انرژیکی بین ابعاد اول/دوم و سوم/چهارم گشود و باعث ورود نیروهای زیرستارهای (شیطانی) به عالم تضادها و دوگانگیها شد. سرانجام، این نیرو به اسارت گروهی از آنوناکیها و انسانهای وفادار به آنها درآمد. به بیان دقیقتر، کاهنان کنعان با استفاده از جادوی خاکستری و به کمک سلیمان، این نیروی اهریمنی را زیر معبدی باستانی زندانی کردند. بنابراین جادوی صهیون نه توسط قوم یهود، بلکه در دورانی بسیار کهنتر از آن پدید آمد. بخش بازماندهی آن معبد باستانی، همان دیوار ندبه در شهر اورشلیم امروزی است. این مکان در حقیقت جایی است که «یهوه» (خدای اصلیِ ادیان ابراهیمی که با نام انلیل نیز شناخته میشود) با کمک برادر خود انکی و از طریق سلیمان نبی، فرمانروای تاریکی (خدای شیاطین/ازازیل) را در آن زندانی کرده است. امروزه در اسرائیل یهودیانی فوقسنتی که با نام حریدیها (Ultra-Orthodox Jews) شناخته میشوند، حضور دارند که زندگیشان کاملاً بر اساس شریعت فرقهی صهیون میگذرد و برخلاف عموم جامعه، از خدمات اجتماعی، مانند خدمت سربازی، معافند. آنها با دعا و وردخوانی رو به دیوار ندبه، انرژی پرستشی خود را به خدایان اصلی آنوناکی تقدیم کرده و از طریق آنان، ازازیل را در اسارت نگاه داشتهاند و همزمان قدرت فرمانروای شیاطینِ محبوس در آن مکان را دریافت میکنند و آن را از طریق جادوی صهیون برای پیشبرد اهداف جمعی خود بهکار میبرند. در مقابل، فرقههای شیطانی دیگری نیز (از جمله در ایران) در تلاشند با قربانی دادن و انجام مناسک خاص، انرژی ازازیل را تقویت کرده و او را آزاد کنند. البته در اینجا لازم است تفاوت بین جمعیت غالب مردم اسرائیل و فرقهی کنترلکننده و در قدرتِ حاکم بر آنجا را درک کنید، همانطور که میان اکثریت مردم ایران و فرقهی حاکم تفاوت بسیاری وجود دارد؛ به این معنا که ملت اسرائیل همانقدر به رهایی از استبداد سیستم حاکم نیاز دارند که شما نیازمند رهایی از جور و ستم مذهبی-سیاسی هستید. امروزه افراد شناختهشدهای که به دیدار این دیوار میروند، در اصل قصد انعقاد قراردادی روحی دارند که به موجب آن از جادوی صهیون برای به دست آوردن هوادار و قدرتهای مادی بهره ببرند و در ازای آن، انرژی طرفداران و زیردستانشان را به این فرقه تقدیم کنند. برای فهم عمیقتر این پدیده، لازم است مکانیزم شکلگیری چنین جریانهایی را در سطح آگاهی فردی و جمعی بررسی کنیم. در بسیاری از موارد (همانگونه که در متن «بیداری کوانتومی» نیز توضیح دادهایم) ممکن است فردی اساساً قصد ایجاد فرقه نداشته باشد و حتی ارتباط ماورایی ویژهای را هم احساس نکند؛ اما زمانی که گروهی از افراد در سطح آگاهی پرستشی، به هر دلیل، پیرامون یک شخص نفسمحور گرد هم میآیند و بهطور مداوم او را مدح و ستایش میکنند، بهتدریج موجب تقویت ایگو و منیت او میشوند. هنگامی که نفس به اندازهای بزرگ میشود که کنترل فرد را در دست میگیرد، میدان انرژی او بهصورت کامل به روی نیروهای ماورایی تاریک یا خاکستری گشوده میشود. در چنین وضعیتی، این نیروها میتوانند از طریق ایگو/نفس که عملاً همچون یک سیستم کنترل ذهن عمل میکند، وارد شده و خواستههای منفعتطلبانهی خود را به واسطهی تصمیمات او و هوادارانش پیش ببرند، در این حالت افراد دچار نفس کنترلشونده (اماره) میشوند. در نتیجه، حالتی شبیه به شکلگیری یک فرقه پدید میآید و پیروان آن فرد یا جریان، که به نوعی او را میپرستند، حتی ممکن است توهمات ماورایی خوشایندی در رابطه با رهبر فرقه مشاهده کنند. همانگونه که پیشتر نیز گفتهایم، توهمات ریشه در سطوح پایینی از حقیقت دارند اما هرگز حقیقت والای الهی نیستند و همفرکانس با سطح آگاهی چاکراهای اول و دوم میباشند.
145
48
17
9
7
6
2