— برایِ کپریکورن، کنسر، آریس، لیبرا
٭ اون سعی کرده بعد از جدایی خودش رو خیلی قویتر و بیخیالتر از چیزی که واقعا هست نشون بده؛ انگار هرچی بیشتر وانمود کنه حالش خوبه، کمتر مجبور میشه با جای خالیت روبهرو بشه.
٭ ولی پشت این اعتمادبهنفس و غرور، یه خلأ بزرگ مونده که خودش هم نمیدونه دقیقا چجوری باید پرش کنه؛ برای همین ممکنه خیلی راحت بگه «دیگه برام مهم نیستی»، ولی رفتارش چیز دیگهای بگه.
٭ از یه طرف هنوز شدیدا به انرژی و حضورت گیره و از یه طرف نمیخاد قبول کنه که بعد از بلاک کردنت، خودش هم هنوز دنبال راهی برای باخبر شدن از توئه.
٭ دیدن اینکه تو داری برای خودت جلو میری و زندگیت بدون اون متوقف نشده، یه جایی اذیتش میکنه؛ مخصوصا وقتی حس میکنه تو داری به چیزایی میرسی که خودش هنوز نتونسته بهشون برسه.
٭ یه بخشی از ذهنش مدام حساب میکنه که اگه یه روز برگرده، هنوز جایی توی زندگیت داره یا نه؛ حتی اگه هیچوقت این فکر رو به زبون نیاره.
٭ ممکنه هنوز منتظر یه موقعیت باشه که بدون اینکه غرورش آسیب ببینه دوباره سر صحبت رو باز کنه؛ چون دلش میخاد بدونه هنوز براش جایی مونده یا نه.
٭ و شاید عجیبترین قسمت این باشه که هرچی بیشتر سعی میکنه نشون بده ازت عبور کرده، بیشتر متوجه میشه هنوز یه جای کار براش تموم نشده.







