— برایِ جمنای، ویرگو، سجتریس، پایسیز
٭ انگار هنوز با خودش کنار نیومده که باید مسئولیت اتفاقی که افتاد رو بپذیره؛ ترجیح داده فرار کنه و سکوت کنه تا اینکه بشینه و مثل یه آدم بالغ دربارهی چیزی که بینتون گذشت حرف بزنه.
٭ نور، امید و برنامههایی که برای زندگیت داری، بیشتر از چیزی که فکر میکنی به چشمش میاد؛ تو رو جوری میبینه که انگار رسیدن بهت براش سخت شده، ولی غرورش نمیذاره اینو قبول کنه.
٭ شاید یکی از دلایل رفتنش و کات کردنش همین بوده؛ قبول کردن اینکه تو دیگه توی جایی نیستی که بتونه به راحتی بهت دسترسی داشته باشه، براش سنگینتر از چیزیه که نشون میده.
٭ یه سری چیزا رو ازت پنهون کرده یا هیچوقت کامل برات توضیح نداده و به جای اینکه باهاشون روبهرو بشه، ترجیح داده از پشت درِ بستهی بلاک کردن فرار کنه.
٭ حتی اگه خودش رو بیتفاوت نشون بده، ته ذهنش میدونه رفتاری که باهات داشته بیجواب نمونده؛ مخصوصا وقتی میبینه تو داری بدون حضورش جلو میری و بیشتر از قبل میدرخشی.
٭ یه جایی از این ماجرا، خودش با تنهاییای روبهرو میشه که سعی داشت با بلاک کردن تو ازش فرار کنه.
٭ و شاید چیزی که بیشتر از همه اذیتش میکنه این باشه که تو داری زندگی خودتو ادامه میدی، در حالی که خودش هنوز با حرفایی که نزد، توضیحاتی که نداد و تصمیمی که گرفت درگیره.








