توی شعر ِ «ترانهی عاشقانهی جی الفرد پروفراک» ِ تی.اس الیت، شخصیت اصلی دائم از خودش سوال میپرسه که آیا خوب به نظر میرسم؟ آیا جرئت این کار رو دارم؟ دائم، چیزی رو که مردم قراره راجع بهش بگن پیشبینی میکنه -اوه! ببین موهاش چقدر ریخته! چقدر دست و پاش لاغره!- و باز هم میپرسه
Do I dare?
Do I dare disturb the universe?
تمام شعر یه دیالوگ درونیه که به نظر بیانتها میاد. بههمپیچیده است و دائم برمیگرده سر خونهی اول، سر سوالهای بیجواب قبلی و دائم میگه نه، این اصلاً چیزی نبود که میخواستم بگم.
این شعری بود که باعث شد هرچی از تی.اس الیت توی کتابخونهی دانشکده پیدا میکردم، بخونم.
خلاصه که امروز جی الفرد پروفراک هستم؛ معلق روی راهپله، پر از شک و سوال.
4September 2, 2026 246 4