ناصر خسرو و تشیع
وی که به دنبال سرچشمه حقیقت میگشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آنها در مورد حقیقت جهان پرس و جو کرد؛ اما به نتیجهای دست نیافت. پس افسرده گشت و برای فرار از حال بد، به شراب و میگساری و کامیابیهای دوران جوانی روی آورد.
بنا بر نوشتهاش در سفرنامه ناصر خسرو در سن چهل سالگی، شبی در خواب دید که کسی او را میگوید:
«چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر.» ناصرخسرو پاسخ داد: «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد.» مرد گفت: «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بیخردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیافزاید.» ناصرخسرو پرسید: «من این از کجا آرم؟» گفت: «عاقبت، جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد.ناصرخسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد؛ از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت. وی مدت هفت سال سرزمینهای گوناگون از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة العرب، قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت ناصر خسرو بزرگترین مبلغ تاریخ شیعه اسماعیلی بود و سبب ترویج شیعه اسماعیلی در کل جنوب تاجیکستان و همچنین شمال افغانستان ( بدخشان ) و بخش هایی از چین و پاکستان امروزی شد و بالای ۷۰٪ مناطقی که امروزه شیعه اسماعیلی هستند بخاطر ایشونه به جز جنوب عربستان و شمال یمن
@AntonyFans21