سلیقه شما محترم است؟ راستش نه لزوما! ما اغلب یاد گرفتهایم که دردهای خاموش خود را، پشتِ کلیشهها و جملههایی محترمانه پنهان کنیم؛ جملاتی که از فرط تکرار، بیمعنا و پوچ شدهاند و این، یکی از رایجترین این جملههاست: «خوب! این نظر و سلیقهٔ من است، باید به آن احترام بگذاری.» منطقی به نظر میرسد؟ بله اما واقعیت این است که هر سلیقهای محترم نیست، چون گاهی «سلیقه»، نامیست که ناهشیار ما بر زخمهایش گذاشتهایم؛ که نبینیمشان… مثلاً فردی که با تمام وجود از سبک خاصی از موسیقی یا لباس دفاع میکند، دفاعی که لزوما از سر دوست داشتن نیست، بلکه به این علت است که فرد بارها بهخاطر آن تحقیر شده! یا کسی که با خشمی غیرعادی از انتخابی دفاع میکند، شاید هنوز دارد از خودِ تحقیرشدهاش در گذشته محافظت میکند… شاید خودش هم میداند چه انتخاب افتضاحی کرده؛ دانستنی که الزاما هشیارانه نیست… در روانکاوی، این واکنشها «دفاع نارسیسیستیک» نامیده میشود؛ وقتی ما با شدتی بیش از اندازه و خشمی نامتناسب با موقعیت، از بخشی از خودمان دفاع میکنیم، این عمل نشان از بینقصی آن بخش نیست؛ راستش بیشتر اوقات بهخاطر آسیبپذیری بیش از حد آن بخش است. وقتی جایی از بدن زخم است، کوچکترین لمسی فریادمان را در میآورد! حالا این چه اشکالی دارد؟! اشکال اینجاست: آنجا که سلیقه تبدیل به سنگر میشود، گفتوگو دیگر ممکن نیست. هر نظر مخالفی، بهجای آنکه نقدی محترمانه تلقی شود، تهدیدی برای عزت نفس ماست، و آنوقت است که هر واکنشی را مشروع تلقی میکنیم. احترام بیقیدوشرط به این سلیقهها، موجب تداومِ خاموشِ این رنج است؛ احترام گذاشتن همیشه هم خوب نیست! سلیقهای که از میل و آگاهی نیامده، بلکه تنها حاصل شرم و انکار است، نیاز به احترام ندارد؛ نیاز به کاویدن دارد، به التیام و به بازشناسی. پس شاید لازم باشد هربار که از سلیقهمان با خشم دفاع میکنیم، از خود بپرسیم: «آیا این واقعاً انتخاب من است؟ یا فقط راهی برای فرار از احساس طرد؟» و احترام، آنگاه معنا مییابد که فرد، خودش را شناخته باشد، و بتواند از سلیقهاش بدون اضطراب دفاع کند. #مونابدر
سلیقه شما محترم است؟ راستش نه لزوما! ما اغلب یاد گرفتهایم که دردهای… — روان درمانی تحلیلی — TG.ME
July 7, 2025 918 13