متولد شده ام تا به تب عشق تو تاوان بدهم
دلِ غمدیده یِ دلسوخته را دست خیابان بدهم!
آنقدر درد بیارم و بریزم به تن درد گریز
تا شود فاجعه ای مردنِ من،بی تو اگر جان بدهم!
درد زیباست اگر خالی جایت بزند خنجرها💘!
بزنم زجه و هی اشک به یک گوشه ی پنهان بدهم!
خون،حلال است اگر پای تو ریزد همه اش با تیغی
که زنم بر رگ و خون بر تن خشکیده ی گلدان بدهم
عمر با ثانیه ها رفت و کنون حنجره ام میلرزد
تو بگو حکمت این چیست که من جان به تو آسان بدهم ؟!
بَمِ در حنجره ام،موعد ویرانی این عشق نبود
باید امشب بنشینم و به این قائله پایان بدهم
1June 26, 2026 30 2