نظریهٔ احمد بن حنبل: امامتِ شمشیر، نه امامتِ اهل‌بیت الرابع: أن يكون… — عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ — TG.ME

نظریهٔ احمد بن حنبل: امامتِ شمشیر، نه امامتِ اهل‌بیت الرابع: أن يكون من أفضلهم في العلم والدين، وقد روي عن الإمام أحمد رحمه الله ألفاظ تقتضي إسقاط اعتبار العدالة والعلم والفضل، فقال - في رواية عبدوس بن مالك القطان - " ومن غلبهم بالسيف حتى صار خليفة وسمي أمير المؤمنين لا يحل لأحد يؤمن بالله واليوم الآخر أن يبيت ولا يراه إماماً عليه، براً كان أو فاجراً، فهو أمير المؤمنين ". الأحکام السلطانیة (ابویعلی فراء): ص 20. چهارم: آنکه از نظرِ علم و دین، برترینِ آنان باشد. با این حال، از امام احمد رحمه‌الله الفاظی روایت شده است که دلالت بر اسقاطِ اعتبارِ عدالت، علم و فضیلت دارد؛ چه او در روایتِ عبدوس بن مالک قطّان گفته است: «و هر کس که با شمشیر بر آنان چیره شود تا آن‌که خلیفه گردد و امیرالمؤمنین نامیده شود، برای هیچ‌کس که به خدا و روزِ واپسین ایمان دارد، حلال نیست که شب را به صبح رساند در حالی که او را امامِ خویش نداند؛ چه نیکوکار باشد و چه بدکار، او امیرالمؤمنین است.» سوالات ما: اگر هر کس با زور شمشیر بر مردم مسلط شود امام باشد، پس تفاوتِ امامتِ شرعی با سلطهٔ صرف چیست؟ چگونه می‌شود عدالت، علم و فضل را شرطِ امام دانست، اما وقتی کسی با زور به قدرت رسید، همهٔ این شرط‌ها کنار برود؟ اگر حاکمِ فاسق و زورمدار هم واجب‌الاطاعه باشد، آیا این نظریه به توجیهِ دینیِ ظلم و فساد نمی‌انجامد؟ اگر رضایت و بیعتِ اهل حل و عقد شرط است، حکومتِ کسی که با زور به قدرت رسیده چگونه جای آن را می‌گیرد؟ آیا این سخن فقط به معنای پذیرشِ اضطراریِ وضعِ موجود برای جلوگیری از فتنه است، یا واقعاً مشروعیتِ دینی برای حاکمی که با زور حکومت را گرفته ثابت می‌کند؟ چگونه می‌توان پذیرفت که با وجودِ اهل‌بیتِ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، که از نظرِ علم، تقوا و قرابت با رسول خدا برترین بودند، آنان از زمام‌داری کنار گذاشته شوند؛ اما کسی که با شمشیر و زور بر مردم مسلط شده است، هرچند فاسق و فاقدِ علم و فضیلت باشد، «امیرالمؤمنین» و امامِ واجب‌الاطاعه شمرده شود؟ ❖ کانال عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ➠ @AlimaLhagh

August 21, 2026 241 1