شده دردی به دلت ریشه کند، آب شوی؟ همه شب با غمِ دلتنگی خود، خواب شوی؟ شده ایا که شوی واله و حیران کسی ؟ نبرد خواب تورا از غم هجران کسی؟ شده از دوری او غم به روانت بزند؟ یا که دلتنگ شوی غصه به جانت بزند؟ شده باران بزند قلب تو دیوانه شود؟ همه ی خاطره ها نزد تو بیگانه شود؟ شده یک شب برود تا که روی در پی او ؟ که تو فرهاد شوي تا بشوی قصه ی او ؟ به همان حال بگویی که تو مجنون ِ منی به تو بیمار شدم تا که تو درمون ِ مني شده با یاد کسی تا به سحر گریه کنی با خدا دردودل و پیش همه شکوه کنی؟ شده آیا ک غمی ریشه به جانت بزند؟ گره در روح و روانت، به جهانت بزند؟ شده روزی برسد بغض امانت ندهد انقدر گریه کنی هیچ ز یادت نرود؟ شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟ من به این چارهی بیچاره دچارم هرشب...
23
12
3
1July 19, 2025 2.4K 55