نشست، خستگیاش را تكاند روی درخت
شكستهپَرهایش را نشاند روی درخت
پرنده از دل مجروح و جان رنجورش
چهها چهها كه برايم نخواند روی درخت!
دم غروب كه شد با نسيمِ آوازش
پرندههای جهان را كشاند روی درخت
هوای لانهی خود كرد و بالهايش را
ز گرد و رنگ تعلق تكاند روی درخت
پرنده بود. رها بود. مثل ما كه نبود!
پرندهتر شد و پر زد نماند روی درخت
#مبین_اردستانی
2August 24, 2026 236 2