کشوری مانند ایالات متحده را در زمان جنگ جهانی دوم در نظر بگیرید. تورم در همان حال که به نفع کارگران کارخانه های اسلحه سازی یعنی سازندگان تفنگ بود، به ضرر بقیه جمعیت آمریکا بود. بیشترین ضرر در این میان متوجه معلمان و کشیشها بود.
می دانید که کشیش انسان متواضعی است که خود را وقف خداوند کرده است و قاعدتا چندان در قید پول نیست. معلمان هم فداکارانی هستند که قرار است دغدغهشان بیشتر تعلیم بچه ها باشد تا فکر کردن به دستمزدشان. در نتیجه تورم بیشترین صدمه را به معلمان و کشیشان زد زیرا مدارس و کلیساها آخرین جاهایی بودند که متوجه شدند باید حقوقها را افزایش دهند. زمانی که مقامهای کلیسا و مدارس بالاخره فهمیدند که آنها هم باید حقوق فداکارانی را که خود را وقف دیگران کرده بودند افزایش دهند کشیشان و معلمان ضررهایی کرده بودند که آثار آن هنوز باقی بود.
این کشیشان و معلمان ناگزیر شدند مدتها کمتر از گذشته خرید کنند، مصرف غذاهای مرغوبتر و گرانتر را کاهش دهند و پوشاک کمتری بخرند زیرا قیمت این اجناس بالا رفته بود و درآمد آنها یا حقوقشان افزایش نیافته بود. (البته امروزه وضع آنها دست کم معلمان خیلی بهتر شده است).
بنابراین تورم همواره بر گروههای مختلف تاثیرهایی متفاوت می گذارد. برای برخی تورم چندان هم بد نیست و حتی دوست دارند این وضع ادامه پیدا کند زیرا نفع تورم بیش از همه به آنها می رسد.
لودویگ فونمیزس،
سیاست اقتصادی،
ترجمه محمود صدری،
تهران: انتشارات دنیای اقتصاد.
@AdnanFallahi
15
2August 18, 2026 1.4K 11