گزارش مقدماتی کاوش در محوطه سازه حرارتی شماره یک منطقه حوضدار دشت سیستان
سرپرست کاوش: دکتر مهدی مرتضوی
شهرستان هامون، منطقه حوضدار دشت سیستان، استان سیستان و بلوچستان
۱. مقدمه:
دشت سیستان، بهویژه منطقه حوضدار، یکی از غنیترین عرصههای فرهنگی و فناورانه ایران از دوران پیش از تاریخی تا دوران اسلامی متأخر و حتی معاصر است. وجود مجموعهای از آسبادها در محدودههای مختلف این منطقه، نشان از بهرهگیری آگاهانه انسان از منابع طبیعی بهویژه باد، بهعنوان نیروی محرکه تولید، دارد.
در چند کیلومتری شهر سوخته و در منطقهای موسوم به حوضدار، چندین مجموعه و محوطه باستانی از جمله قلعه مچی، قلعه رستم و … قرار دارند که شواهد فراوانی از فعالیتهای صنعتی و استقرارهای انسانی در دوره صفوی در آنها مشاهده شده است. مجموعه قلعه مچی، بهدلیل وجود بقایای آسبادهای تاریخی (صفویه) و سازههای حرارتی خاص، از اهمیت ویژهای برخوردار است و در حال حاضر بهعنوان بخشی از مطالعات تکمیلی در راستای پرونده ثبت جهانی آسبادهای سیستان در یونسکو توسط وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مورد بررسی قرار گرفته است.
۲. موقعیت جغرافیایی و پیشینه تاریخی:
قلعه مچی در فاصله چند کیلومتری جنوبشرق شهر سوخته و در منطقه حوضدار سیستان واقع شده است. شرایط جغرافیایی منطقه، از جمله وزش بادهای موسم به ۱۲۰ روزه، وجود منابع آبی فصلی، ماسه های بادی، و خاکهای رسدار مرغوب، بستر مناسبی برای شکلگیری فناوریهای بومی مرتبط با باد و خاک فراهم کرده است.
بر اساس شواهد تاریخی و یافتههای میدانی، آسبادهای این منطقه در دوره صفوی برای آسیاب کردن گندم و غلات منطقه مورد استفاده قرار میگرفتهاند. این امر نشان میدهد که در آن دوره، سیستان از نظر منابع آبی، پوشش گیاهی و حاصلخیزی زمین در وضعیت مطلوبی قرار داشته است.
اگرچه امروزه بهدلیل کاهش آورد رود هیرمند و تغییرات سیاسی در حوضه آبریز هامون، منطقه با خشکی و بیثباتی اقلیمی روبهروست، اما میراث فناورانه گذشته میتواند الگوی الهامبخشی برای استفاده از فناوریهای نوین انرژی بادی در سیستان معاصر باشد.
۳. یافتههای میدانی و شواهد فنی:
در کاوشهای اخیر، در بخش جنوبغربی محوطه قلعه مچی، بقایای یک سازه حرارتی (کوره باستانی) شناسایی شده است. شواهد معماری و مواد بهدستآمده نشان میدهد که این سازه احتمالاً برای تولید سنگ آسبادها بهکار میرفته است.
از آنجا که در دشت سیستان، بهجز کوه خواجه، منبع سنگی مناسبی برای ساخت سنگ آسیاب وجود ندارد، به نظر میرسد مردم محلی از ترکیب گل رس، ریگ و خاکستر گیاه عِشنان (اشنان) مادهای مصنوعی تهیه میکردند که در اثر حرارت بالا به حالت سنگمانند درمیآمده است.
گیاه عشنان (احتمالا کاکلک/کَرمَک در زبان محلی) که در نواحی شورپسند منطقه بهطور طبیعی میروید، هنگام سوختن خاکستری قلیایی با خاصیت کاهشدهندگی نقطه ذوب سیلیس تولید میکند. این واکنش شیمیایی موجب میشده تا مخلوط گل رس و ریگ در دمای پایینتر ذوب و متراکم شود و بهصورت تودهای سنگی و سخت درآید. این فرآیند را میتوان نوعی فناوری بومی تولید سنگ مصنوعی دانست که نشان از شناخت دقیق ساکنان منطقه از ویژگیهای مواد طبیعی محیط دارد.
۴. مدیریت کاوش و اهداف پژوهش:
حفاری این محوطه به سرپرستی دکتر مهدی مرتضوی، عضو هیئتعلمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و رئیس پژوهشکده علوم باستانشناسی این دانشگاه در حال انجام است.
دکتر مرتضوی از سال ۱۳۸۶ در زمینه سازههای حرارتی دوره مفرغ (حدود پنج هزار سال پیش) پژوهشهای گستردهای تاکنون انجام داده و در جریان این مطالعات با انواع گوناگون کورههای باستانی در محوطههای مختلف منطقه از جمله تپه داش در ۳ کیلومتری سازه حرارتی شماره ۱ روبهرو شده است. در سالهای اخیر، او مطالعات خود را بر روی سازههای حرارتی متأخرتر (حدود چهارصد سال گذشته) متمرکز کرده تا مکانیزم عملکرد این کورهها، شامل کورههای سفالگری، پخت سفال و آجرپزی، را بازسازی و تحلیل کند.
بهنظر میرسد تمامی این سازهها از الگوی حرارتی نسبتاً ثابتی پیروی میکردهاند که مستقیماً با شرایط اقلیمی و منابع طبیعی محیط سازگار بوده است. درک این الگو میتواند نهتنها به بازخوانی فناوریهای بومی گذشته کمک کند، بلکه در طراحی صنایع نوین پایدار نیز مؤثر باشد؛ صنایعی که از منابع بومی منطقه، همچون خاک رس مرغوب، بادهای مداوم و ظرفیتهای محیطی سیستان، بهرهبرداری آگاهانه و کارآمدی داشته باشند.
۵. نتیجهگیری:
مجموعه ی قلعه مچی یکی از معدود مکانهایی است که در آن میتوان پیوند مستقیم میان سه حوزهی مهم، فناوری باد، فناوری حرارت، و شناخت بومی مواد، را مشاهده کرد.
October 20, 2025 426 4