گفت: می‌دانی بدترین درد دنیا چیست؟ گفتم: نرسیدن؟ گفت: دیر رسیدن. گفت… — معمای عشق — TG.ME

معمای عشق○ عشق، امری يكباره است. لذّت بردن، امری تكرار پذير. هرگاه شاعری را يافتی كه می‌گفت: «در زندگیِ خود دو بار عاشق شده‌ام»، بدانكه هرگز عاشق نشده است. او چيزِ ديگری را با عشق اشتباه گرفته است؛ چيزی كه می‌تواند ده هزار بار هم تكرار شود. اين است كه می‌گويم خواستن…
گفت: می‌دانی بدترین درد دنیا چیست؟
گفتم: نرسیدن؟
گفت: دیر رسیدن.
گفت: تو یک‌بار اگر دیر رسیده باشی، و خیره مانده باشی به دیوارهای خالی یک خانه، قدرِ هرگز نرسیدن را می‌دانی. تو اگر یک‌بار به‌جای کسی، به جای خالی‌اش رسیده باشی می‌فهمی که دردهای بدتری از نرسیدن وجود دارند. باور کن. این حرف‌ها را از خودم درنیاورده‌ام. یک‌بار که دیر برسی، دیگر هیچ‌گاه قدم تند نخواهی کرد. هیچ رسیدنی دیگر ارزش نخواهد داشت. خواهی ایستاد بر کران جاده‌ها، و تماشا خواهی کرد آمدن‌ها وُ رفتن‌ها را؛ بی‌که احساسی در تو برانگیخته شود.

#رحمان_نقی‌زاده
📕 من زنی را می‌شناختم
🍏🍎🍃
❤1🙏1
September 8, 2026 20 2