اندک‌اندک، جمع مستان می‌رسند…؟؟؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ… — معمای عشق — TG.ME

اندک‌اندک، جمع مستان می‌رسند…؟؟؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک روز خبر آمد که قیصر و صدف طاهریان هم از راه رسیدند...
هنوز مردم از تعجب دهان نبسته بودند که گفتند:

«چشممان به جمال محسن‌خان نامجو هم روشن شد!»

ما که سال‌هاست عادت کرده‌ایم هر کس از در کشور بیرون می‌رود،
نامش را با مُهر «ممنوع‌الورود»
در دفترهای قطور بنویسند،
حالا مانده‌ایم این رفت‌وآمدهای تازه را چگونه تفسیر کنیم!

ظاهراً درهای کشور دارند کم‌کم حافظه‌شان را از دست می‌دهند!
دیروز می‌گفتند: «برنگردید!»
امروز می‌گویند: «خوش آمدید!»
و فردا لابد کمیته‌ای تشکیل می‌شود تا بررسی کند
اصلاً چرا روزی گفته بودند «برنگردید»!

ما هم گوشه‌ای ایستاده‌ایم و با احتیاط نگاه می‌کنیم؛
نه از آمدن کسی ناراحتیم،
نه از رفتن کسی خوشحال.

فقط یک سؤال ساده داریم:

این در خروجی و ورودی، بالاخره قفل است یا گردان؟!

اگر قرار است همه برگردند،
ما هم یک خواهش کوچک داریم:

برادران و بزرگواران، لطفاً ممنوع‌الخروجی ما را هم بردارید؛
قول می‌دهیم اگر رفتیم،
چند سال دیگر با دست پُر برگردیم...
البته اگر تا آن روز،
برای برگشتن هم نیاز به مجوز نداشته باشیم!

و چه خوب گفته‌اند:

در سرزمینی که رفتن و ماندن هر دو مجوز می‌خواهد،
آدم گاهی نمی‌داند باید چمدان ببندد
یا فرم درخواست چمدان را پر کند!

#علی_طاهری
🍏🍎🍃
👌1
August 29, 2026 40 1