در سایه‌ی همین بید، بید پیر که سایه‌بان هزار خاطره‌ی نیامده‌ام بود،… — معمای عشق — TG.ME



در سایه‌ی همین بید، بید پیر که سایه‌بان هزار خاطره‌ی نیامده‌ام بود،
منتظر غروب می‌نشستم تا وضو بگیرم و اقتدا کنم به ماه!
ماه... مریم دل‌پاک شب‌هایم!
آری اقتدا می‌کنم همه‌ی سکوت‌های سربی‌ام را!
به دختر مسن آسمان‌ها! دختر مسن آسمان‌ها...
روی زمین داغ به پشت دراز می‌کشم! چقدر نزدیک، چقدر نزدیک،
چقدر نزدیک است ماه به صورت گرد خیس از اشک داغ داغ!

#حسين_پناهی
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
t.me/AF14202https/77761Translating to English…
❤1
August 28, 2026 37 1