ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد؛… — معمای عشق — TG.ME



ایران از پای نمی‌اُفتد،
می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد؛
مانندِ دُلفین جَست می‌زند و پیدا می‌شود و نهان می‌شود،
و باز از نو پدیدار. هر کجا که گمان کنید که نیست، درست همانجا هست، در هر لباس، هر سیما، چه در زربفت و چه در کرباس،
چه گویا و چه خاموش.

هزاران هزار صدا در خرابه‌هایِ تو پیچید که:
«دیوان آمد، دیوان آمد!»
این صدا در خرابه‌هایِ دیگر نیز پیچیده‌ است و گوشِ روزگار با آن آشناست؛
ولی دیوان می‌آیند و می‌روند،
غولان می‌آیند و می‌روند،
دوالپایان پاورچین پاورچین می‌گذرند، و آن روندهٔ بزرگ که ایران نام دارد، می‌ماند.

زاد روز #محمد_علی_
اسلامی_ندوشن گرامی
🍏🍎🍃
t.me/af14202https/77572Translating to English…
👌1
August 25, 2026 52 2