این مدت هر زمان که آهنگ جدیدی پیدا میکردم، با خودم میگفتم اگر ماری اینجا بود و میشنیدش، خیلی خوشش میاومد.
یا وقتی غروب و آسمون اواخر تابستون رو میدیدم، از اون یاد میکردم. ماری رو تو کبوترها میدیدم، در چشمهای خمار و رخوتزدهی عابرین هم میدیدم و میتونم بگم: «من از یادت نمیکاهم، مارتیتا»!
15
2September 1, 2026 254 1